این مقاله بخشی از کتاب پرفروش نیویورک تایمز، عادات اتمی است. در ادامه به موضوعی خواهیم پرداخت که رعایت نکردن آن می‌تواند عواقب بدی برایمان داشته باشد. این مقاله به‌صورت ویژه درباره دو موضوع حرکت کردن و کاری کردن است.

این دو شاید به نظر یکسان برسند؛ اما یکی نیستند! تا انتهای این متن همراه ما باشید تا دقیقاً متوجه تفاوتشان شوید و بعد از مطالعه، بتوانید از این دو مفهوم در زندگی خود استفاده کنید.

حرکت و انجام کار

وقتی حرکت می­‌کنید، مشغول برنامه‌ریزی، ساخت استراتژی و یادگیری هستید. این موارد بسار خوب هستند؛ اما نتیجه نمی‌دهند. از طرفی کاری کردن رفتاری است که نتیجه دارد.

افراد باهوش اشتباهاتی معمولی دارند که در بیشتر موارد، حتی متوجهش هم نیستند

شاید هنوز تفاوت بین این دو مفهوم را متوجه نشده باشید. به‌همین‌دلیل پیشنهاد می‌کنیم که برای درک بهتر این موضوع، به مثال‌های زیر دقت کنید:

اگر ۲۰ ایده برای نوشتن مقاله پیدا کنم، حرکت کرده‌­ام. اگر واقعاً مقاله‌­ای بنویسم و منتشرش کنم، کاری کرده‌ام

اگر برای ۱۰ مشتری ایمیل بفرستم و مکالمه‌­ای را شروع کنم، حرکت کرده‌­ام. اگر واقعاً فروشی انجام شود، کاری کرده‌­ام

اگر دنبال عادت‌های غذایی بهتری بگردم و چند کتاب در این باره بخوانم، حرکت کرده‌ام. اگر واقعاً یک وعده غذایی سالم بخورم، کاری کرده‌ام

اگر به باشگاه بدنسازی روم و درباره مربی شخصی داشتن چند سؤال کنم، حرکت کرده‌­ام. اگر واقعاً زیر میله روم و اسکات بزنم، کاری کرده‌­ام

اگر برای یک امتحان درس بخوانم یا برای یک پروژه تحقیقاتی آماده شوم، حرکت کرده­‌ام. اگر واقعاً امتحان دهم و یا تحقیقم را بنویسم، کاری کرده‌­ام

گاهی اوقات حرکت، مفید است؛ اما به‌خودی‌خود هیچ نتیجه‌ای ندارد. مثلاً هر چند بار هم با یک مربی شخصی صحبت کنید، این حرکت باعث لاغر شدن شما نمی‌­شود و تنها وقتی که عمل ورزش کردن را انجام دهید، به نتیجه­‌ مطلوب می‌رسید.

چرا افراد باهوش در مرحله حرکت می‌مانند؟

اگر حرکت به نتیجه نمی‌­رسد، چرا انجامش می­‌دهیم؟ گاهی اوقات این کار را می‌کنیم چون واقعاً نیاز به برنامه‌ریزی یا یادگیری بیشتری داریم؛ اما بیشتر اوقات این کار را انجام می‌دهیم چون باعث می‌شود بدون احتمال شکست، احساس کنیم که در حال پیشرفت هستیم.

شکست خوردن یا مورد قضاوت عموم قرار گرفتن، احساس خوبی ندارد

بیشتر ما استاد دوری کردن از انتقاد هستیم. به‌همین‌دلیل عموماً از این موقعیت­‌ها دوری می­‌کنیم و این بزرگ­ترین دلیل گرفتار شدن در مرحله حرکت به جای کاری کردن است. درواقع با این رفتار در حال به تعویق انداختن شکست هستیم.

بله می­‌خواهم لاغر  شوم؛ اما دوست ندارم در باشگاه مثل احمق‌­ها به نظر برسم. برای همین به جای این کار، صرفاً از مربی سؤال می‌کنم.

بله می‌‌خواهم کسب‌وکارم مشتری بیشتری داشته باشد؛ ولی اگر به درخواست تخفیف کنم ممکن است رد شود پس شاید بهتر است به جای این کار به 10 مشتری احتمالی ایمیل بزنم.

بله دوست دارم وزن کم کنم؛ اما دوست ندارم آن آدم عجیبی باشم که برای ناهار، غذای سالم می­‌خورد. پس شاید بهتر باشد وقتی به خانه می‌رسم، برای درست کردن یک سری غذای سالم، برنامه‌ریزی کنم.

خیلی راحت است که حرکت کنید و سپس خود را قانع کنید که در حال پیش‌رفت هستید. با خود فکر می‌­کنید «الان با ۴ مشتری احتمالی که دارم، صحبت می­‌کنم. همین خوبه. داریم در مسیر درستی حرکت می‌کنیم.» یا «برای کتابی که می­‌خواهم بنویسم، یک سری ایده یادداشت کرده‌ام. داره خوب پیش میره.»

حرکت باعث می­ شود که احساس کنید در حال انجام کاری هستید؛ اما درواقع برای انجام یک کار آماده می‌شوید. وقتی آماده‌سازی تبدیل به نوعی وقت‌کُشی شود، باید چیزی را عوض کنید. نمی‌خواهید صرفاً برنامه‌ریزی کنید، می­‌خواهید کاری انجام دهید.

 ایده برای کاری کردن

مطمئنم روش­های زیادی برای کاری کردن وجود دارد اما دو روش به شخصه برایم جواب داده:

برای کارهایتان روز تعیین کنید: من هر دوشنبه و هر پنجشنبه یک مقاله جدید می­نویسم و در جهان منتشرش می­کنم. این اتفاق این روزها می­افتد. این برنامه من است. من عاشق دوشنبه و پنجشنبه­ها هستم چون می­دانم در این روزها چیزی تولید می­کنم. نتیجه می­گیرم. احساس خوبی دارد. در روزهای دوشنبه، چهارشنبه و جمعه نیز وزنه برداری می­کنم. این برنامه هفتگی من است. من درباره ورزش برنامه ریزی نمی­کنم. درباره چگونه ورزش کردن تحقیق نمی­کنم. صرفا ورزش می­کنم. کار، نه حرکت. به نظر من این بهترین دیدگاه در زمینه اهداف روزمره و تغییرات روش زندگی است. برای کارهایتان برنامه بگذارید و حفظش کنید.

روزی برای تغییر از حرکت به کار انتخاب کنید: برای برخی اهداف تعیین روز پاسخگو نیست. این­ها مواردی هستند که قرار است یک بار اتفاق بیوفتند: مثل انتشار کتاب جدیدتان یا اشتراک گذاری یک محصول جدید یا انجام یک امتحان مهم یا ثبت یک پروژه عظیم. این موارد نیاز به برنامه ریزی از قبل دارند (حرکت). همچنین یک سری کار برای اتمامشان لازم است. برای مثال می­توانید برای نوشتن هر فصل کتابتان در هفته یک روز را انتخاب کنید ولی برای انتشار خود کتاب ممکن است هفته­ها یا ماه­ها صرف برنامه ریزی مکان، تاریخ و… مختلف کنید. به تجربه من در چنین مواردی بهتر است صرفا یک روز را انتخاب کنید. یک جای تقویم را علامت بزنید. عمومیش کنید. در روز ایکس اتفاق میوفتد. به نظر من این بهترین دیدگاه برای پروژه­های بزرگ یا اهداف یک باره است. با انتخاب یک تاریخ مشخص خود را مجبور به حرکت و انجام کار کنید.

 حرکت را انتخاب کنید

هیچوقت کار را با دستاورد اشتباه نگیرید. جان وودن

حاصل حرکت هیچوقت نتیجه نهایی نیست. حاصل کار هست.

وقتی حرکت می­کنید، مشغول برنامه ریزی، ساخت استراتژی و یادگیری هستید. این موارد خوب اند اما نتیجه نمی­دهند.

دارید کاری می­کنید؟ یا فقط دارید برای انجامش آماده می­شوید؟

در حرکتید؟ یا داری کاری می­کنی؟

دیدگاه خود را بنویسید

اگر شما هیچ حساب کاربری ندارید ثبت نام کنید، برای ارسال دیدگاه نیاز است که ثبت نام و یا وارد شوید.