چطور شروع می‌کنیم؟

معمولاً وقتی از شروع کردن صحبت می‌کنیم، اولین موضوعی که ذهنمان را درگیر می‌کند، اهداف و برنامه‌هایی هستند که مدام از سالی به سال دیگر منتقل می‌شوند.

شرکت در کلاس زبان، ساخت اندام ایدئال، یادگیری ساز موردعلاقه، گفتن حرف دلمان به معشوقی که مدت‌ها در خلوت به او عشق ورزیده‌ایم و … از تکراری‌ترین کارهایی است که می‌خواهیم شروعشان کنیم؛ اما هیچ‌وقت شروع نمی‌شوند.

از طرفی وقتی وارد حوزه کسب‌وکار می‌شویم هم اوضاع تغییری نمی‌کند. عموماً در دوران مدرسه دنبال رشته‌ای هستیم که از دید خود و افرادی که مورد تأییدمان هستند -خانواده و نزدیکان- دارای بازار کار خوبی باشد.

نمی‌دانم این عبارت را چه کسی در ذهنمان نهاد؛ اما چند نسل است که عموماً با این باور غلط، دست به انتخاب می‌زنیم و نتیجه‌ هم کامل مشخص است.

تا اینجا به این موضوع پرداختم که اغلب چطور کاری را شروع می‌کنیم. در ادامه قرار است باهم مرور کنیم که اگر این نوع شروع کردن درست نیست؛ پس چطور باید شروع کنیم؟

چرا باید کار جدید شروع کنیم؟

گاهی به‌راحتی اجازه می‌دهیم که دیگران مسیر زندگی‌مان را ترسیم کنند

بسیاری از افراد مسیری را می‌روند که دیگران ترسیمش کرده‌اند. دیگرانی مثل مدیرمان. قاعدتاً یک مدیر سودش در کم‌هزینه تمام شدن کار است. برای این موضوع هر چه کارگر یا کارمند ارزان‌تری در اختیار داشته باشد، سود بیشتری دارد.

مدیران تنها به فردی پول زیاد می‌دهند که کارهای متفاوت و البته مفیدی را برایشان انجام دهد و از طرفی جایگزین کردن آن فرد راحت نباشد.

طبیعی است که یک کارگر ظرف شور رستوران را می‌توان به‌راحتی اخراج کرد و کمتر از چند ساعت فردی را جایگزینش کرد؛ اما آیا اخراج و جایگزینی یک سرآشپز حرفه‌ای هم به همین سادگی است؟

فراموش نکنیم که برای داشتن توانایی‌های متفاوت نسبت به سایرین کاری را شروع می‌کنیم.

نکته‌ای که از قلم می‌افتد

عموماً کارهایی که دیگران انجام می‌دهند را شروع می‌کنیم و انجام می‌دهیم؛ اما وقتی صحبت از کار جدید می‌شود، منظور چیز دیگری است.

کار جدید بدنمان را می‌لرزاند و دلیلی اصلی این موضوع می‌تواند موارد مختلفی باشد و در ادامه آن‌ها را بررسی خواهیم کرد. از طرفی وقتی صحبت از کار جدید می‌شود، به‌اشتباه ابتدا کارهای نکرده گذشته را در لیست خود قرار می‌دهیم.

از طرفی از انجام کار جدید به‌اندازه امتحان کردن طعم غذاهای جدید به‌شدت دوری می‌کنیم و اغلب به دنبال غذایی می‌گردیم که قبل از ما دیگرانی مزه‌اش کرده باشند و این تجربه را با ما به اشتراک گذاشته‌اند.

نقش مغز

مغز از ناشناخته‌ها وحشت دارد

 مغزمان قادر به تفکیک زمان‌هایی که درخطر هستیم و زمان‌هایی که در حال پیشرفت هستیم، نیست. متأسفانه این قابلیت مغز باعث می‌شود که هر چه بیشتر درجا بزنیم.

دلیل اصلی این موضوع هم مصرف انرژی است. برای مغزمان مهم نیست که چه‌کاری خوب یا بد است؛ بلکه معیار سنجش مغز، تنها مصرف انرژی است و ازآنجایی‌که کار جدید انرژی زیادی می‌برد، مغزمان دست‌به‌کار می‌شود و جلوی هر کار جدیدی را می‌گیرد.

پیشنهاد مطالعه

برای مطالعه بیشتر، پیشنهاد می‌کنم که خلاصه کتاب نبرد هنرمند اثر استیون پرسفیلد را هم مطالعه کنید تا دقیقاً با بخشی که مانع انجام این روند است، آشنا شوید.

خلاصه کتاب نبرد هنرمند

فرصت شروع

بعضی‌اوقات فراموش می‌کنیم که شروع کردن، فرصتی محدود دارد. فرض کنید که شما نویسنده سایتی هستید و مدیر مجموعه نیاز به تخصص خاصی مثل تبلیغ نویسی برای کمپین شب عیدش دارد.

یا فرض کنید که در شرکتی استخدام می‌شوید و اگر گواهی‌نامه رانندگی داشته باشید، شرایط کاری بسیار مطلوب‌تری در انتظار شماست.

در هر دو این مثال‌ها و هزاران مثال دیگر، مهم است که شما آماده انجام این کار بوده باشید. اگر از قبل مهارت خاصی را در خودتان تقویت کرده باشید، این فرصت‌ها مال شما خواهند بود.

عبارت حالا شروع می‌کنم، بزرگ‌ترین فریبی است که از مغزمان خود می‌خوریم

فکر می‌کنیم همیشه فرصت هست و این‌قدر صبر می‌کنیم که خیلی دیر می‌شود. پس فراموش نکنیم که هر فرصتی بازه زمانی خاص خودش را دارد و از قبل باید آماده آن‌ها باشیم.

شروع کردن را باید مزه کرد

خیلی از مواقع فکر می‌کنیم که اول باید علاقه خود را تشخیص دهیم و بعد کاری را شروع کنیم. فراموش می‌کنیم که علاقه، بعد از انجام کار است و تازه بعد از مدتی که انجامش دادیم، متوجه می‌شویم که آن را می‌خواهیم یا نه.

شاید این سؤال برای شما پیش آمده است که مگر عمر نوح دارم که هر کاری را تجربه کنم؟ برای پاسخ، اندکی حوصله کنید تا در پایان همین مطلب مدلی را به شما معرفی کنم که بتوانید کارهای مختلف را به‌خوبی و با کمترین هزینه شروع کنید.

یکی از مثال‌های پرتکراری که همه ما داریم، زمانی است که غذای جدیدی را مزه می‌کنیم.

بگذارید یک خاطره شخصی را بریتان بازگو کنم: حدود ۹ سالم بود که همگی برای شام دور میز نشسته بودیم؛ اما پدرم از همیشه بیشتر منتظر بود که غذا سرو شود. با کنجکاوی نگاهش کردم و متوجه شدم که یک پیاله زیتون کنار دستش است.

بیشتر که دقت کردم متوجه یک پیاله دیگر در نزدیکی خودم شدم. ابتدا تردید داشتم که بخورم؛ زیرا در خانه ما تنها پدرم زیتون دوست داشت و هیچ‌کس دیگری حتی مزه‌اش هم نمی‌کرد.

پدرم که متوجه کنجکاوی من شد، با لحن مهربانی به من گفت چرا مزه‌اش نمی‌کنی؟ من هم سریعاً یکی را برداشتم و وقتی زیتون بین دندان‌هایم له شد و مزه‌اش در دهانم پیچید، حال بدی را تجربه کردم.

به‌سختی یکی را خوردم و این موضوع باعث خنده دیگران هم شد و بعدش باهم خندیدیم. بعد پدرم گفت که اغلب افراد مثل الآن تو هستند و باید یکی دو باری مزه زیتون را بچشی تا بدانی چیست.

همان‌طور هم شدم و اکنون‌که سال‌ها از این خاطره می‌گذرد، یکی از خوشمزه‌ترین خوراکی‌هایی است که معتادش هستم.

همیشه قرا نیست که کار جدید، بسیار بزرگ باشد

شاید تا اینجای مطلب با خود فکر کنید که «من که نمی‌خوام این‌قدر تغییر داشته باشم» و این موضوع ممکن است قدری گیجتان کرده باشد. در اینجا باید به این نکته اشاره کنم که قرار نیست حتماً در مقیاس بزرگ کار جدیدی را انجام دهیم.

اگر الآن کارهای جدید نکنیم، دیگرانی که کار جدید می‌کنند، فرصت‌هایمان را خواهند گرفت

ساختن عادت مفیدی مثل پیروی از رژیم غذایی سالم‌تر، گنجاندن برنامه ورزش، گوش کردن به پادکست حوزه کاری، یادگیری جدید‌ترین دستاورد‌های تخصصی و بسیاری دیگر ازجمله مثال‌هایی هستند که می‌توانید به‌عنوان کار جدید آن‌ها را انتخاب کنید.

فراموش نکنید که هدف ما این نیست که همین الآن انقلابی در شما راه بیندازیم که همین فردا استعفای خودتان را تقدیم رئیستان کنید.

در ادامه بهترین مدلی که می‌توانید انجامش دهید تا هم مغزتان را قانع کنید و هم بتوانید بدون گذاشتن انرژی و زمان زیاد از مفید بودن آن کار اطمینان حاصل کنید را باهم بررسی خواهیم کرد.

بهترین مدل شروع کار جدید

برای اینکه کار جدیدی را با موفقیت شروع کنیم و آن را به پایان برسانیم، ابتدا باید تعریف درستی از شروع کردن داشته باشیم.

ست گادین در کتاب به‌ جعبه دست بزن، شروع کردن را این‌گونه تعریف می‌کند که «شروع کردن به معنای آغاز یک فعالیت جدید نیست؛ بلکه به معنای به اتمام رساندن آن فعالیت و بعد بررسی آن است.»

برای درک بهتر این موضوع و بررسی کامل شروع کردن، در قالب مثالی همراه من باشید. یکی از دغدغه‌های مهم اغلب افراد یادگیری مهارتی جدید مثل تسلط بر یک نرم‌افزار است. اگر شما هم مشتاق کار کردن این مدل هستید، بیایید باهم بررسی‌اش کنیم.

انتخاب موضوع و تعیین مقیاس

برای یادگیری نرم‌افزار جدید نیاز به دانش و کسب تجربه داریم؛ اما ازآنجایی‌که تنها تصمیم می‌گیریم که مثلاً از شنبه شروعش کنیم، احتمالاً هیچ‌وقت شروعش نخواهیم کرد.

اما اگر قرار باشد فقط یک هفته آزمایشی از این نرم‌افزار استفاده کنیم چه؟ آن‌وقت هم می‌گوییم که خب من حالا شروعش می‌کنم؟ دیگر بهانه‌ها هم بی‌معنا می‌شوند.

در این مرحله تنها زمان شروع، مدت‌زمان انجام کار و تعهد به انجام کار را معین می‌کنیم و بلافاصله وارد مرحله بعد می‌شویم.

شروع کردن

وقتی‌که مقیاس درستی برای اجرای این فعالیت انتخاب شد و همچنین زمان آن در برنامه روزانه تعیین شد؛ حالا وقت انجام کار است.

دیگر فکر کردن بس است و این فعالیت به‌قدر کافی کوچک شده است تا مغزتان مانع نشود. در این مرحله بر اساس قولی که به خودمان دادیم در مدت تعیین‌شده، فعالیتمان را باد دقت و نظم زیادی انجام می‌دهیم.

بازخورد

وقتی‌که کار را انجام دادیم، حالا زمان مناسبی است که بگوییم آیا این فعالیت بدرد من می‌خورد؟ کجای روند من اشکال داشت؟ اگر قرار باشد برای یک هفته دیگر این فعالیت را ادامه دهم، چه‌کارهایی را انجام می‌دهم و از انجام دادن چه‌کارهایی خودداری می‌کنم؟

این مرحله مهمی است و بیشتر از هر چیز باید حواستان را جمع کنید که احیاناً مغزتان در حال گول زدنتان نباشد.

اولین نفری که دروغ‌های مغزمان را باور می‌کند، خودمان هستیم

اصلاح

در این مرحله فعالیتمان را بر اساس بازخوردی که به دست آورده‌ایم، اصلاح می‌کنیم. مثلاً ممکن است متوجه شویم که برای یادگیری بهتر، چقدر خوب می‌شود اگر از دیگران هم‌نظر بخواهیم.

اصلاح مسئله بسیار مهمی است؛ زیرا به تلاشی که تاکنون داشتیم، معنا می‌دهد. وقتی‌که اصلاحات لازم را انجام دادیم، وارد مرحله جذاب شروع کردن می‌شویم.

مجدداً شروع کردن

این مرحله از شروع کردن -برخلاف شروع کردن اولیه- بسیار هیجان‌انگیز است. در این مرحله کاملاً تحلیل کرده‌اید و متوجه شده‌اید که چطور می‌توانید سریع‌تر به آن جایگاه خوبی که می‌خواهید، دست پیدا کنید.

این مراحل به ترتیب هستند و بارها تکرار می‌شوند

قرار نیست با یک‌بار شروع کردن به بهترین چیزی که انتظارش را دارید، برسید

مهم نیست که تنها کاری را انجام دهید. برای شروع کردن منتظر کسی نمانید

کم‌کم خطاهایتان کم می‌شوند و شما فردی با خطای نزدیک به صفر خواهید شد

دانلود فایل صوتی خلاصه کتاب

جهت دریافت فایل صوتی خلاصه کتاب ایمیل خود را وارد کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

اگر شما هیچ حساب کاربری ندارید ثبت نام کنید، برای ارسال دیدگاه نیاز است که ثبت نام و یا وارد شوید.